درباره وبلاگ


اینجا سرزمین من است .جایگاه حرف های ناگفته ی من ، درست است که گفتنی هایم زیاد است ولی : آب دریا را اگر نتوان کشید ؛ هم به قدر تشنگی باید چشید .
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
پيوندها
  • جی پی اس موتور
  • جی پی اس مخفی خودرو

  • تبادل لینک هوشمند
    برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان قطره ای از وجودم و آدرس hannaneh75.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 4
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 4
بازدید ماه : 4
بازدید کل : 10264
تعداد مطالب : 8
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


آهنگ عشق سنج
بالابر فال

نیت کنید و اشاره فرمایید

پ ن پ آیا میدانستید
عشق اول ، عشق آخر
گفتنی ها کم نیست ، من و تو کم گفتیم




 

همسفر اول  ؛ همسفر آخر

همراه با عشق 

 

 

 

  

با تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.

 

عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.

 

با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم.

 

همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم.

 

همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم.

 

و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.

 

با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.

 

عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.

 

با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.

 

همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.

 

همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم.

 

و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.

 

همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ،

 

از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های نفس گیر زندگی

 

اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،

 

آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام.

 

ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،

 

عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است.

 

با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ، طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت.

 

و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت.

 

با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.

 

با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.

 

با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز.

 

پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.

 

حنانه تحسینی



یک شنبه 14 مهر 1392برچسب:, :: 12:36 ::  نويسنده : حنانه تحسینی
 

وفای  دختر

 
 
 

در اولین صبح عروسی ، زن و شوهر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند . 


ابتدا پدر و مادر پسر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اما چون از قبل توافق کرده بودند ،

هیچکدام در را باز نکرد .


ساعتی  بعد پدر و مادر دختر آمدند . زن و شوهر نگاهی به همدیگر انداختند . اشک در  چشمان زن جمع شده

بود و در این حال گفت : نمی تونم ببینم که پدر و مادرم  پشت در باشند و در را روشون باز نکنم .


شوهر چیزی  نگفت ، و در را برویشان گشود . اما این موضوع را پیش خودش نگه داشت .

سالها گذشت خداوند به آنها چهار پسر داد . پنجمین فرزندشان دختر بود . برای تولد اين فرزند ، پدر بسیار

شادی کرد و چند گوسفند را سر برید و میهمانی مفصلی  داد .


مردم متعجبانه از او پرسیدند : علت اینهمه شادی و میهمانی دادن  چیست ؟ مرد بسادگی جواب داد : چون این

همون کسیه که در را برویم باز میکنه .



یک شنبه 14 مهر 1392برچسب:, :: 12:13 ::  نويسنده : حنانه تحسینی

خداوندا ؛ما عاشقان را با درد عشق آشنا کن

                                                      

                                                                     



چهار شنبه 10 مهر 1392برچسب:عاشقانه, دوست , خدا, :: 22:41 ::  نويسنده : حنانه تحسینی

صفحه قبل 1 صفحه بعد